جستجو کردن رانندگی راننده برنامه سیستم

جستجو کردن: رانندگی راننده برنامه سیستم تصادف جلوگیری از حواس پرتی راننده حواس پرتی راننده سوانح رانندگی

گت بلاگز اخبار اجتماعی روزگارم سخت هست، ولی زندگی می‌کنم , گفت‌وگو با یکی از قربانیان اسیدپاشی اصفهان

هنوز هیچ خبری نیست. خیلی وقت است که همه چیز به دست فراموشی سپرده شده است هست. نه متهمی دستگیر شده است و نه حتی مشخص است که این جنایت، کار چه کسی بوده؛ پرونده ای

روزگارم سخت هست، ولی زندگی می‌کنم , گفت‌وگو با یکی از قربانیان اسیدپاشی اصفهان

گفت وگو با یکی از قربانیان اسیدپاشی اصفهان؛ روزگارم سخت هست، ولی زندگی می کنم

عبارات مهم : زندگی

یکی از قربانیان اسیدپاشی اصفهان در گفت وگو با «شهروند» مطرح کرد.

هنوز هیچ خبری نیست. خیلی وقت است که همه چیز به دست فراموشی سپرده شده است هست. نه متهمی دستگیر شده است و نه حتی مشخص است که این جنایت، کار چه کسی بوده؛ پرونده ای که چهار سال تمام طول کشید ولی همچنان روی میز پلیس خاک می خورد. دیگر کسی سراغی از آن نمی گیرد. آن همه خشم و هیجان جهت پیداشدن عاملان اسیدپاشی اصفهان فرو ریخت و قربانیان آن هرکدام در گوشه ای به زندگی خودشان ادامه می دهند. زندگی سخت ولی با امید؛ سهیلا همچنان به عمل های جراحی در آمریکا ادامه می دهد تا شاید بتواند دنیایش را آن طور که دلش می خواهد ببیند. مینا و سارا به زندگی آرامی که داشتند، ادامه می دهند. مرضیه هم که چندماه پیش زندگی مشترکش را شروع کرده و سرکار می رود، منزل داری می کند، اسید علاقه و زندگی اش را از بین نبرده و در کنار شوهرش سرنوشت می گذراند. او تنها کسی بود که با جدیت دنبال پرونده و پیگیر پیداشدن عامل این اتفاق بود، ولی حالا او هم دیگر پیگیری نمی کند. انگار او هم از این که عامل نابودی زندگی اش پیدا شود، ناامید شده است هست. مرضیه اعتقاد است که اسید نتوانسته علاقه و روند زندگی اش را متوقف کند.

روزگارم سخت هست، ولی زندگی می‌کنم , گفت‌وگو با یکی از قربانیان اسیدپاشی اصفهان

او که مانند هر لحظه امید و انرژی مثبت در صحبت هایش موج می زند، در گفت وگویی تازه با خبرنگار «شهروند» گفت: «هنوز نه کسی دستگیر شده است و نه خبر جدیدی از پرونده به دست ما رسیده هست. تا چندماه پیش هم پیگیر این عنوان بودم. آرزویم پیداشدن عامل این اتفاق دردناک بود، ولی دیگر دغدغه هایم عوض کردن کرده؛ دیگر به دنبال این پرونده نمی روم. هربار می رفتم، کسی پاسخگو نبود. هیچ کس جواب روشنی به ما نمی داد. انگار در طول گذر وقت این اتفاق فراموش شد. ماه های اول همه پیگیر بودند، ولی دیگر کسی پیگیری نمی کند. ناراحتی من از این است که در اتفاقات دردناک دیگری که در کشور رخ می دهد، مسئولان عالیرتبه کشور دستور پیگیری و اجرای اشد مجازات می دهند، ولی در پرونده ما از همان روزهای اول هم هیچ مسئول عالیرتبه دستور پیگیری نداد. درصورتی که این اتفاق، کوچک نبود. ما قربانی ها، همگی زندگی هایمان نابود شد. اسید به یکباره نمی کشد، ولی کم کم و ذره ذره از بین می برد. اسید زنده زنده می سوزاند و می کشد. کسی که قربانی اسیدپاشی می شود، نمی میرد ولی زندگی اش نابود می شود.»

او که همچنان آرزو دارد چشمانش سهیلا را ببیند، در ادامه صحبت هایش می گوید: «من تنها با سهیلا در ارتباط هستم. او الان آمریکاست و جهت چندمین بار عمل جراحی می کند. چشمانش فقط در حدی بینا شده است که جلوی پایش را ببیند. او تا الان عمل های جراحی زیادی انجام داده هست. مرتب به آمریکا می رود و برمی گردد. گویا هزینه های درمانش را هم دولت می پردازد. خودم هم که تحت نظر هستم و مرتب باید به دکتر مراجعه کنم. به عنوان نمونه جهت چشمانم ٦ماه یک بار و جهت پوست صورتم هر سه ماه یک بار باید به دکتر مراجعه کنم و درمان شوم. با این حال خوشحالم و از زندگی ام راضی ام. در کنار شوهرم زندگی خوبی داریم.

هنوز هیچ خبری نیست. خیلی وقت است که همه چیز به دست فراموشی سپرده شده است هست. نه متهمی دستگیر شده است و نه حتی مشخص است که این جنایت، کار چه کسی بوده؛ پرونده ای

او هیچ وقت رفتارش با من عوض کردن نکرد و مثل گذشته به من احترام می گذارد. خداراشکر اسید نتوانست زندگی و عشقم را از بین ببرد. من پیش از این اتفاق سرکار می رفتم و با نامزدم رابطه خوبی داشتیم. بعد از این اتفاق هم همچنان نامزدم را داشتم و سر همان کار قبلی رفتم. همچنان هم در آن جا کار می کنم. هر لحظه تلاش می کنم خدا را شکر کنم. با این که سرنوشت مشکل است و دیگر مثل گذشته زندگی خوبی ندارم، ولی با این حال از این که همه عزیزانم در کنارم هستند و هیچ کس را از دست ندادم، خوشحالم.

سعی می کنم به هیچ چیزی فکر نکنم و کنج عزلت نگزینم. با انرژی به زندگی ام ادامه دادم. تا پیش از این دغدغه ام پیداشدن عامل این اتفاق بود، دلم می خواست از او بپرسم به چه جرمی ما را مستحق چنین مجازاتی دانسته هست. ولی دیگر دغدغه هایم عوض کردن کرده، الان بزرگترین آرزویم در زندگی ازبین رفتن اسیدپاشی هست. دوست دارم هیچ وقت هیچ اسیدپاشی در کشور رخ ندهد. جهت همین در انجمن حمایت از قربانیان اسیدپاشی عضو شده است ام و داریم تمام تلاشمان را می کنیم که فروش اسید ممنوع شود. در کشور ما این اتفاق خیلی زیاد شده است و من هربار با شنیدن این خبر بشدت ناراحت می شوم. قلبم می گیرد و با تمام وجود قربانی را درک می کنم. می دانم که این اتفاق تا چه حد زندگی را نابود می کند. تو ٥٠ یا ٦٠ سال هم می توانی زندگی کنی، ولی تا آخر با بقیه تفاوت داری و روزگارت پر از دلگیری و ناراحتی هست. کاش دیگر شاهد این اتفاق نباشیم.»

واژه های کلیدی: زندگی | پرونده | اصفهان | اسیدپاشی | قربانیان اسیدپاشی | اخبار اجتماعی

دانلود


دانلود فایل ها

نویسنده : blogzz